گزارش برنامه صعود به تاراز کوه – آبان ماه ۱۳۹۱

تاریخ اجرا: ۱۲و۱۳ آبان ماه ۱۳۹۱

سرپرست برنامه: احسان کیاست

اعضا: احسان کیاست، محمد خواجه نظر، مهران نیلساز

شرح برنامه:

کوه تاراز مرز بین استان خوزستان و استان چهارمحال بختیاری به ارتفاع تقریبی ۳۳۰۰ متر و در محدوده شهر مسجدسلیمان واقع است.

طبق تقویم برنامه های شش ماه دوم گروه سالار، کوه تاراز در مسجد سلیمان  برای صعود در قالب برنامه ای دو روزه انتخاب شد. از طرفی به دلیل برگزاری دوره های پیشرفته صعودهای ورزشی(سنگ سالنی) و مقدماتی سنگ طبیعی در همین تاریخ، تعداد محدودی از اعضا برای این برنامه اعلام حضور کردند.

ساعت ۸ صبح روز جمعه مورخ  ۱۲/۸/۹۱  حرکت از دزفول با یک دستگاه پراید آغاز گردید و از مسیر جاده شوشتر – مسجد سلیمان به سمت تاراز حرکت کردیم که پس از گذشتن از مسجدسلیمان ، در ساعت ۱۱:۳۰ صبح به دشت شیمبار (شیرین بهار) رسیدیم و تا ساعت ۱:۳۰ ظهر در دشت شیمبار  برای صرف ناهار و استراحت ماندیم و سپس در ساعت ۲:۳۰ ظهر به کمپ هلال احمر که پای کوه تاراز در ارتفاع ۲۲۰۰ متری بود، رسیدیم.

مسیر حرکت: از دزفول – شوشتر – مسجد سلیمان – از جاده سه راهی دانشگاه به سمت اندیکا – بعد از عبور از تونل دلا – دشت شیمبار – روستای چلو (زابوک) و در آخر منطقه چوزری بالای سر روستای کرزف – کمپ هلال احمر و راهداری … که ادامه این مسیر جاده ای کوهستانی (آسفالت) بود که به سمت شهرکرد می رفت.

کمپ مذکور که دقیقا در دامنه ی تارازکوه واقع بود بدلیل دارا بودن ملزومات استقرار نظیر آب و … پناهگاه مناسبی جهت اقامت محسوب می شد که طبق هماهنگی های قبلی که از طرف هیئت کوهنوردی با مسئول هلال احمر مسجد سلیمان (آقای حسوند) انجام شده بود، شب را در آنجا سپری کردیم. در آن شب دیداری با عده ای از اهالی خونگرم مسجدسلیمان، رئیس هیئت کوهنوردی مسجدسلیمان آقای شاهرخ قیاسی و کوهنورد و همچنین امدادگر کمپ هلال احمر تاراز، آقای تورج احمدی داشتیم.

صبح حوالی ساعت ۶ صبح بیدارباش و ساعت ۷ صبح  صعود آغاز شد. کوه تاراز به صورت یک خط الراس است و از مسیر های متعددی از میان شکاف هایی که در بین دیواره هایش دارد، قابل صعود است.  مسیر حرکتی که گروه ما برای صعود  انتخاب کرد، از سمت کوتاهترین دیواره بین کوه بود که سریع تر به بالای کوه راهی می شد، ولی شیب بیشتر و خطرناک تری داشت، به طوری که در بعضی نقاط ریزشی بود و برای احتیاط بیشتر در بعضی قسمت ها با طناب، کارگاه هایی برای حمایت زدیم. سرانجام ساعت ۱۰ صبح به بالاترین نقطه کوه تاراز رسیدیم .در سمت شمال کوه تاراز، کوه و قله های زردکوه(کلونچین-شاه شهیدان- هفت تنان) که نسبتا پوشیده از برف بودند، مقابل ما قرار داشتند. سمت غرب  کوه تاراز، کوه های للر(لیله) و کینو که اندکی هم از برف و بارش چند روز پیش سفیدپوش شده بودند، نمایان بودند.  پس از حدود ۵۰ دقیقه ماندن در بالای کوه و ثبت تصاویر صعود، راهی مسیر بازگشت شدیم. در مسیر صدای پرندگانی چون  کپک  به گوش می رسید، علاوه بر آن آثاری از ردپای خرس و رویت یک مار در مسیر، گویای نوع جانوارن آن منطقه بود. سرانجام ساعت ۱:۳۰ ظهر به کمپ بازگشته و پس از صرف ناهار، ساعت ۳:۳۰ ظهر سوار بر ماشین شدیم و تصمیم به بازگشت از جاده لالی به سمت دزفول گرفتیم. پس از عبور از دشت شیمبار از روستای قلعه خواجه، به سمت لالی(جاده ای آسفالت و کوهستانی) حرکت و سپس به سردشت (سالند) رسیدیم و در ساعت ۷:۳۰ عصر به دزفول بازگشتیم.

How to Design a Custom Dress
cartola fc Whether you an aspiring fashion designer

I’m about to rent this black Vera Wang tux from MW for
transformice What new markets can you address that are actually on the rise

Masculine Fashion With a Mens Cashmere Scarf
xvideos the leather goods fashion house expanded and started to sell saddles

Pashmina Cashmere Shawls and Scarves are best quality and produced in Kashmir
gay porn should you need to exercise that option

The 15 Most Baffling Boasts in the History of Rap
free hd porn 16 In New York City

Indulge inside the Mystique Elegance and Luxury Hotels Riviera Maya
lesbian porn millar and so gough escape smallville

Benz launches Buffalo Fashion Week Sept
quick weight loss Why go online for shoe shopping

‘Shark Tank’ Season 2 adds Jeff Foxworthy and
weight loss tips type remote island renaissance endures

  • نویسنده گزارش : مهران نیلساز
  • ویراستار گزارش : بهناز پورفتحی
  • تاریخ انتشار : ۲۲ آبان ۱۳۹۱
  • تعداد بازدید : 3035

برچسب: , , , , , , ,

۹ دیدگاه »

  1. محمد خواجه نظر ۲۳ آبان ۱۳۹۱ at ۱۰:۰۴ ق.ظ -

    واقعا عالی بود ، جای دوستان هم خالی بود…

    Thumb up 7 Thumb down 0

  2. peyman Tahmasebi ۲۳ آبان ۱۳۹۱ at ۱۱:۲۵ ق.ظ -

    foqolade bood……VIVA SALAR…..VIVA DEZFUL

    Well-loved. Thumb up 9 Thumb down 0

  3. بهناز پورفتحی ۲۳ آبان ۱۳۹۱ at ۲:۲۰ ب.ظ -

    عکسهاش فووووق العادست خیلی آسمونش دیدنیه
    موفق و موید باشید دوستان همیشه سالار…
    مرسی از گزارش

    Well-loved. Thumb up 8 Thumb down 0

  4. محمدی ۲۴ آبان ۱۳۹۱ at ۱۲:۳۱ ب.ظ -

    سلام
    تبریک به سالار وسالاریها
    به امید صعودهاو پیروزیهای بالاتر
    عکسهاتون بسیار زیبا بودن

    Thumb up 5 Thumb down 0

  5. محمدی ۲۴ آبان ۱۳۹۱ at ۱۲:۳۴ ب.ظ -

    مهندس نیلساز و مهندس کیاست
    جقدر قشنگ پرده رو گرفتن
    و عجب عکسی شده

    Well-loved. Thumb up 8 Thumb down 0

  6. اشکان رشیدجلودار ۲۴ آبان ۱۳۹۱ at ۵:۲۹ ب.ظ -

    به به معلومه حسابی بهتون خوش گذشته.مخصوصا قسمت کباب خوردنش 😀

    Thumb up 6 Thumb down 0

  7. مهدی دینوی ۲۹ آبان ۱۳۹۱ at ۱۲:۰۷ ق.ظ -

    بچه ها خسته نباشید . کارتون عالی بود

    Thumb up 2 Thumb down 0

  8. احسان کیاست ۲۹ آبان ۱۳۹۱ at ۱۱:۱۹ ب.ظ -

    مرسی و ممنون از شما عزیزان.

    Thumb up 3 Thumb down 0

  9. مصطفی ۶ فروردین ۱۳۹۳ at ۱:۱۹ ب.ظ -

    به نام خدا
    با سلام
    من شما و گروهتان را نمیشناسم اما میخواهم در مورد اون شخصی که اسمش آقای احمدی در گزارش نام برده اید مطلبی بگم
    من به همراه خانواده و سه خانواده دیگر از بستگان درجه یک همین دو روز پیش به جایی رفتیم که شما در اینجا نام برده اید یعنی همان منطقه گردشگری تاراز و کمپ هلال احمر عکس این آقا را هم که دیدم سریع شناختم.خود نحسش بود
    این آقای مثلا” بختیاری که امیدوارم لنگه این نوع بختیاری ها از زمین برچیده بشن باعث آزار و اذیت ما شد ولی از اونجایی که خدا همیشه طرف حق هست و دماغ ظالم ها را به خاک میمیاله ایشون هم پوزشون کش اومد.
    داستانش طولانیه خلاصه اش هم اینه که به ما سه خانواده به همراه ۴ یا ۵ تا بچه خردسال در ارتفاع ۲۲۰۰ متری که خودتون نوشته اید و در سرمای زیر صفر این شب های اونجا نمیخواست جا و مکان یا چادر و کانکس بدهد در حالیکه چند تا خالی داشت و میخواست برای پارکینگ ماشین خودش یا اون امبولانسشون ما ها را جابجا و اذیت کنه.خدا از سرش نگذره اما ما با هماهنگی با فرمانداری و هلال احمر و اداره برق شوشتر و مسجد سلیمان حالشو گرفتیم و یه کانکس به زور ازش گرفتیم صبح که دیدمش پوزش کش اومده بود.خدا ما بختیاری ها را از همچین مردمانی جدا کنه چون باعث خفت بختیاری ها هستند کاری که این آقا توی اون سرما میخواست با ما و خانواده ها و زن و بچه هامون بکنه فکر نکنم با اسراء و یهودی ها هم بکنند این آقا اصلا” لیاقت اونجا ماندن را نداره و باید به زودی از اونجا اخراج بشه و لااقل آموزش ببینه که مثلا” خیر سرش هلال احمر برای خدمت به مردم هست نه برای آزار دادن به اونها.من یه جر و دعوای حسابی باهاش کردم و حقش را کف دستش گذاشتم و بهش گفتم کی تو را اینجا مسئول کرده تو لیاقت اینجا و خدمت به مردم را نداری .او هم گفت برو از من شکایت کن این اولین شکایتم که اینجا مطرح میکنم منتظر بعدی هاش هم از طرق قانونی باش آقای مثلا” هلال احمری یا مثلا” کوهنورد.فقط خواستم از همین جا بهش بگم آبروی هلا احمر و هم استانی و هم زبون و هم وطن که هیچ آبروی انسانیت را هم بردی آقای احمدی با اون پوزت
    ۰۶/۰۱/۱۳۹۳

    Thumb up 0 Thumb down 0

+ برای نمایش آواتار خود در فرم نظرات، می‌توانید در سایت گراواتار ثبت‌نام کنید.

+ لطفاً فارسی بنویسید.